کربلا سرافرازی ست بی هیچ سری...


(1)

این ساعت به چه درد می خورد؟

نه بغضی

نه قراری

نه دلتنگی

نه انتظاری

آی نمکی!

آی نمکی!

این ساعت مال تو؟


(2)

این شهر

 گوشش پر است

از صدای گلوله

حالا تو هی بگو

دوستت دارم!

دوستت دارم!


(3)

باور کن

تقصیر من نبود

این شهر

خیابان نداشت

بیایم سمت تو!

کمبود امکانات

حتی نگذاشت

عاشق شویم


(4)

شهری که دریا نداشت

ارتفاع نداشت

خیابان نداشت

اشک داشت

آه داشت

و هواپیمایی که هر روز

به خاطر وضعیت چشمهای تو

کنسل می شود.